محمد بن حسين البيهقي

968

تاريخ بيهقى ( فارسي )

كار 1 چو پيش آيدش بميدان ناگه * خوارى بيند ز خوار كردهء ايوان 2 گرچه شود لشكرى بسيم قوىدل * آخر دلگرمىيى ببايدش از خوان 3 دار نكو مر پزشك را گهِ صحت * تات نكو دارد او بدارو و درمان خواهى تا باشى ايمن از بدِ اقران * روى بتاب از قِران 4 و گوى ز قُرآن 5 زهد مقيّد بدين و علم به طاعت * مجد مقيّد بجود و شعر بديوان خلق به صورت قوى و خُلق به سيرت * دين به سريرت قوى و مُلك بسلطان 6 شاهِ هنر پيشه ميرِ ميران مسعود * بسته سعادت هميشه با وى پيمان اى به تو آراسته هميشه زمانه * راست بدانسان كه باغ در مهِ نيسان 7 رادى گر دعوتِ نبوّت سازد * به ز كف تو نيافت خواهد برهان 8 قوّتِ اسلام را و نصرتِ حق را * حاجتِ پيغمبرى 9 و حجّتِ ايمان دستِ قوى دارى و زبانِ سخنگوى * زين دو يكى داشت يار موسىِ عمران 10